امیر آرمین هم رفت
فریدون کرائی
وقوع انقلاب صنعتی در مسجدسلیمان موجب گسترش روز افزون آموزش و پرورش در این منطقه شد و طوایف ساکن پیرامونی بیشتر از طوایف کوچرو از این تحول سهم برده و به مرور شکوفه های علم و هنر در بین این مردم سر برآورد در این گرمسیر تفتیده بختیاری سرزمین مکوند در این حوزه یک استناست و چهره هایی چون مهراب امیری ، رادمنش ، محمد اژدری ، امیر آرمین و .... هر یک سهمی در این شکوفایی داشتند .
امیر آرمین یک صنعتگر نفتی بود ، طبیعت کار پروژه های نفتی در بیابانهای جنوب موجب شد تا هرچه بیشتر با مردم و سوابق فرهنگی ایشان در این مناطق نزدیک شده و به یمن علاقه وافر خود در این خصوص به مطالعه و تحقیق بپردازد او که در دوره فعالیتش در شرکت های خارجی حفاری نفت به زبان انگلیسی آشنا شده بود به مدد این ویژگی توانایی سرک کشیدن به متون انگلیسی منتشر نشده موجود در کتابخانه های خارج از کشور را داشت و این دستمایه کاری شد که توانست مطالبی را در خصوص فرهنگ و تاریخ بختیاری جمع آوری کند و با استفاده از این مطالب کتاب تاریخ بختیاری و پژوهشی در طوایف چهارلنگ کیانرسی و مکوند را در سال 89 منشر نمود .
اما شاهکار امیر آرمین ، همت او و برادرش حیدر آرمین در اعاده رسم مهجور شاهنامه خوانی بود ، او این کار را ابتدا بصورت گردهمایی های خانوادگی و فامیلی در روستای زادگاهش سیمیلی آغاز و سال به سال بر رونق آن افزود ، شرکت کنندگان انگشت شماری که تبدیل به هزاران شد و آوازه آن مرزهای سیمیلی و خوزستان را درنوردید و ایران گیر و بعد عالمگیر شد . انتخاب هوشمندانه سوم فروردین از جمله رموزی بود که ابتدا پای مردم تشنه فرهنگ شاهنامه و سپس توریست های نوروزی را به سیمیلی کشاند . ویژگی این گردهمایی که آنرا از سایر گردهمایی هایی که بعدها شکل گرفتند متمایز میکرد این بود که غیر دولتی بود و از هیچ ارگان رسمی کمک و اعانه ای دریافت نمی کرد و شعاری بر له یا علیه هیچ شخصیت یا گروه سیاسی سرداده نمی شد . تلاشهای بسیاری صورت گرفت که آنرا مصادره به مطلوب نمایند اما مقاومت آرمین و یاران موافقش مانع از این می شد تا جاییکه تلاشگران نومید با اهرم های در اختیار اجرای آنرا متوقف نمودند .
اهمیت برگزاری این گردهمایی کیفیت آن نبود زیرا شرکت کنندگان افراد معمولی جامعه و اغلب از سطح کم تحصیلات برخوردار بودند اما آن چیزی که به این کار اهمیت میداد نخست راه انداختن گردهمایی های دیگر ادبی و هنری در اوقات فراغت مردم در دیگر نقاط باب شد و دیگر آنکه احیای این رسم مهجور بختیاری ها و آشتی مردم با شاهنامه و فرهنگ آن و طبیعتا" رواج فرهنگ مطالعه و ورود کتاب های دیگر بین خانواده ها و جایگزین شدن کتاب با گلدان های خالی و ظروف بلوری نشسته بر قفسه های خانه های بی روح ، بسا که نگاه کردن به جلد این کتابها هم تلنگری باشد به نوجوانی که شاید مطالعه ، بخشی از برنامه روزانه زندگی فردایش شود .
متاسفانه بیماری و در پی آن مهاجرت به خارج مجال خدمت بیشتر را از او گرفت تا اینکه پس از چند سال تحمل غم غربت جان به جان آفرین تسلیم نمود . یادش گرامی و راهش پر رهرو باد .