امیر نیا و قلعه مدرسه

12 فروردین 1395
روستای قلعه مدرسه در حال احیاء و بازسازی است بجز اهالی که نقش اصلی را در این سازندگی بعهده دارند دوستان دیگری نیز در این مسیر همگام اهالی شده اند و جا دارد از زحمات این دوستان که هر یک به دلیلی همراه شده اند قدردانی شود . از جمله این عزیزان غزل سرا و قصیده سرای خوش قریحه ساکن شوشتر آقای امیر امیرنیا است که هر بار قدم به این منطقه می گزارد ذوق شعری اش شکفته شده و شعری به فراخور می سازد از خصوصیات بارز آقای امیر نیا حافظه قوی ایشان است که شعر را در مسیر و هنگام رانندگی سروده و بعد که به مقصد رسید آنرا روی کاغذ می آورد .
غزل زیر را آقای امیرنیا در وصف بهار قلعه مدرسه کرائی سروده اند که با کسب اجازه از ایشان با اندکی ویرایش در پی می آید .
فریدون کرایی
باز عید آمد بهاری شد فضای مدرسه
جانفزا شد نغمه های بچه های مدرسه
با شروع عید هم شوری بپا گردد عیان
هم و غم مرد و زن باشد برای مدرسه
باز می آید فریدون با نشاط و شور و شوق
می سراید شعری از وصف و غنای مدرسه
گل صفا و جلوه بخشد باغ و بستان را ولی
گلشن و بستان کجا دارد صفای مدرسه
جمله مردان و زنان و کودکان طایفه
دست دارند در حیات و در بقای مدرسه
تا نباشی ساکن این کوی و برزن مدتی
کی تو میدانی بهای کیمیای مدرسه
راه ناهموار را راند امیری روز و شب
شعر ها خواند برای اعتلای مدرسه
افتخار بنده در عمرم همین باشد که من
صرف کردم چند بیتی را برای مدرسه
