آبگیری بند خاکی قلعه مدرسه کرائی

همت دوستداران حیات وحش

آبگیری بند خاکی قلعه مدرسه کرائی


تعلل در اجرای پروژه های آبخیزداری و نیاز شدید منطقه به آب ، دوستدارن طبیعت را بر آن داشت تا به هزینه شخصی مبادرت به احداث بند خاکی نمایند . علی رغم نیت نیک و علاقمندی به محیط زیست و حیات وحش کوهستان کرائی ، به علت عدم نظارت فنی و مهندسی سازمان متولی بیم تخریب این بند در برابر سیلابها و خشم طبیعت می رود . حیف است با این همه شور و علاقمندی و چشم انداز زیبائی که از ذخیره حجم عظیم آب که از مهار سیلابهای های اخیر بوجود آمده  سازمان آبخیزداری و منایع طبیعی خوزستان در رفع نواقص فنی آن دست یاری خود را دریغ دارد .

کوهستان کرائی و منطقه حفاظت شده آن یکی از زیبا ترین زیستگاه های حیات وحش خوزستان است که به آریزونای ایران معروف گشته .

کشت کلزا

کشت پائیزه کلزا در قلعه مدرسه کرائی مسجدسلیمان

برای اولین بار در منطقه کرائی با مشاوره خانم مهندس قیصری مروج اداره خدمات کشاورزی مسجدسلیمان کشت آزمایشی دانه روغنی کلزا در 10 هکتار اراضی دیم روستای قلعه مدرسه کرائی به اجرا در آمد .چنانچه این طرح با موفقیت همراه شود انتظار می رود سال آینده این دانه روغنی در بیش از 220 هکتار اراضی این روستا کشت شود.

با تعویق اجرای پروژه احداث بند آبخیزداری به دلیل مضایق مالی سازمان متولی ، کشاورزان سخت کوش این روستا با صرف هزینه شخصی یک بند آبخیزداری در اراضی بالا دست احداث نموده که با بارندگی های سال زراعی جاری آبگیری می شود . در صورت کمک اداره جهاد کشاورزی مسجدسلیمان در لوله کشی و حفر کانال های هدایت آب ، این کشت را می توان به صورت آبی هم در این روستا انجام داد .

کلزا از تیره چلیپائیان یا شب بو می باشد نام علمی آن napus brassica است به انگلیسی آنرا Rapeseed  و فرانسوی ها آنرا  Colza می گویند . گیاهی است یکساله ، دانه آن دارای روغن سرشاری است و در بازار جهانی معاملات روغن جایگاه بالائی را به خود اختصاص داده است .

ملک کلگه زری


سلب مالکیت کرائی ها از ملک کلگه زری مسجدسلیمان


بهموجب این سند که در تاریخ 14 شوال المکرم 1318 قمری ( 1278 خورشیدی ) تنظیم گردیده بر اثر امضاء شجاع السلطنه ( امیر مفخم بعدی ) و اسفندیار خان ( سردار اسعد اول ) مالکیت کرائی ها بر ملک کلگه زری در بخش جنوبی شهر مسجدسلیمان کنونی سلب و ملک به حضرات شهنی واگذار گردید . *

کلگه زری از نظر میراث فرهنگی بسیار غنی است . گهگاهی به صورت پراکنده در جریان ساخت و ساز ها ی مردم یا ارگان های دولتی قسمتی از این آثار از دل خاک بیرون می آید . کلگه زری که امروزه بخشی از شهر مسجدسلیمان است ؛ حدود آن عبارت بوده از شمال به گردنه ورودی به بازار مرکزی مسجدسلیمان از طرف شرق به املاک بی بیان از جنوب به تپه های مشرف به چشمه شداد و از غرب به مالکریم .

این واگذاری داستانی دارد که در جای خود خواهد آمد .

* . سند اصلی در 1278 خورشیدی تنظیم گردیده اما سند حاضر بعد ها با تأسیس دادگستری نوین و اداره ثبت املاک در دوره رضاه شاه پهلوی در دفترخانه تنظیم و در دفاتر ثبت گردیده است .

درگذشت جلیل شهناز

درگذشت جلیل شهناز و نمکی بر زخم کهنه

جلیل شهناز هم رفت و هزاران دل را بدرد آورد . نه از مرگش چرا که او  بیشتر از 30 سال است که در بین ما نیست و در واقع در 57 سالگی مرده است. هنرمندی که نتواند ارائه هنر کند مرگ برایش از زیستن بهتر است . در واقع این فوت جسمانی اوست که روز دوشنبه اتفاق افتاد و یک یادآوری تلخ است از اندوهی عمیق که بر دل اهالی هنر نشسته .

هنرمندان هم انسانند و روزی روی درنقاب خاک می کشند و آثارشان در دل مردم همیشه یادشان را زنده نگه می دارد . مگر امروز کسی برای حافظ و فردوسی گریه می کند . تأثر و اندوه آنجاست که وقتی این مفاخر در می گذرند آنهائی که بیش از سی سال است که آنها را کشته اند هم بخاطر اینکه از قافله عقب نمانند پیام تسلیت سر میدهند . کسانی که تار شهناز ها و ویلن یاحقی هارا شکستند و هزاران دوستدارانشان را به خاطر نگهداری نوار شان هزار بلا سرشان آوردند ، کسانی که عار دارند تار شهناز را از رسانه ملی نمایش دهند و  آن را پشت فواره حوض و گل و باغچه پنهان کرده به گونه ای که فرزندان این آب و خاک نمی دانند که این نوای دوست از دل آب و باغچه بیرون می آید یا از چیز دیگری ، فرزندانی که اگر تار ببینند نمی دانند تار است یا گیتار  یا لولو خورخوره ؟ این جماعت چه حقی دارند برای اهل هنر تسلیت می فرستند ؟ آقایان .... تسلیتتان برای خودتان که شهناز ها در دائره شما نیستند و دوستدارانشان آنقدر از مرگشان ناراحت نیستند که از تسلیت شما که نمکی است بر زخمی کهنه .

دومین اثر محمد اژدری

* فریدون کرائی

به بهانه انتشار دومین اثر محمد اژدری



......آثار عیلامی ؛ هخامنشی ؛ اشکانی و ساسانی ، قرن ها مدفون در خاک مسجدسلیمان ؛ پائیز تا بهار خسته شد چشم زمین از  سم کوب عشایر ؛ آمدند و رفتند و خبری باز نیامد از جمله روندگان این راه دراز. زندگی یعنی آمدن ها و شدن های مکرر و در روند تکامل ؛ مانده در دامداری و نرسیده به کشاورزی ،  قرن ها انتظار برای دورخیز و پرشی بلند از دامداری به دوره صنعتی و نیشخندی به پشت سر . گرمسیر نفرین شده آماده تأسیس شهری مدرن که نگین خاور میانه بلا زده شد و ایران خواب آلود قاجاری را از قرن ها خواب پراند . همه چیز در انتظار دیگ بخار ؛ مته فولادی و هیاهوی تلاشگران نفتی بود تا خرس ها کنام خود رهاکنند و دره خرسون نمره یک شود

.....از سحر گاهی که رینولدز دست های نفت آلود کل اله داد جونکی را از شوق به صورت کشید تا پی ریزی شهری مدرن  در جنوب ایران ، زمان درازی طول نکشید . ساخت و ساز آغاز شد و کوچ نشینان بی خبر از مدرنیته ، از پیدایش  شهری صنعتی ؛ انگشت عبرت بر دهان گرفتند و افسر بختیاری از زبان دلشان سرود .

گلی جون په چه وابید که دنیا چینو وابید . همین مصرع ساده لری خبر از آغاز انقلابی صنعتی می دهد که پی آمد آن تغییراتی شگرف در حیات ملی را رقم زد .

علی رغم همه نظراتی که طی بیش از یک صد سال در خصوص  نفت ایران ، فوائد و مضرات آن عنوان شده ، چه طلا باشد چه بلا ، این حقیقت را نمی توانیم کتمان کنیم که در رشد اقتصادی و به تبع آن رشد فرهنگی مردم گرمسیر بختیاری تأثیر مثبتی را موجب شد .

تا چند دهه پیش آثار قلمی که در زمینه بختیاری منتشر شده بود منحصر بود به چند سفر نامه از مستشرقین و شخصیت های داخلی و دو سه کتاب تاریخی که افراد ایل با سواد اندکشان نوشته بودند . تقریبا" تمام ادبیات چه شعر و چه قصه شفاهی بود و سینه به سینه منتقل می گردید ، شاید بنا به ذوق راوی تغییراتی در آن داده می شد و چه قریحه ها و  استعدادهای خلاقی که قربانی بی سوادی شد . با تأسیس مدارس و سرازیر شدن بچه های روستایی و عشایری به آنها ، استعداد های خلاق شکوفا شدند و در هر زمینه منشأ اثر گردیدند .

یکی از این استعدادها، محمد اژدری است ، زاده روستای مه سنبلی مکوند که تحصیلات ابتدائی و دوره اول دبیرستان را در مسجدسلیمان گذرانده ،  در سال 48 در کنکور هنرستان صنعتی شرکت نفت در اهواز پذیرفته شده ،  در سال 52 به دانشگاه علم و صنعت راه یافته و در سال 56 در رشته برق قدرت فارغ التحصیل و به عنوان مهندس برق به استخدام شرکت نفت در آمده ،  او در حال حاضر مهندسی ارشد در یکی از طرح های کلان نفت مشغول کار است و در انتظار دوران باز نشستگی . اما گذشته از موقعیت شغلی و شخصیت فردی او که انسان نازنین و بی ادعائی است و این بی ادعائی ، متأسفانه توانائی ذاتی او یعنی صیادی لحظه های دغدغه کودکان روستا را بر ادبیات داستانی مکتوب ما که بسیار فقیر است تحمیل نمود .

کارهای ادبی  که با رونق نوشتن طی چند دهه اخیر از جوانان بختیاری منشر شده ، بیشتر در زمینه شعر است چه اشعار لری و چه فارسی ، اما در زمینه داستان های کوتاه بسیار کم کار شده و محمد اژدری با انتشار دو مجموعه داستان های کوتاه  کالوسه و چال تو چال  حرکتی را آغاز کرده که امیدواریم موجب غنای این زمینه نیز بشود .

در مجموع صرفنظر از بعضی سلیقه های توصیفی ، داستان های  او بیان معصومیت کودکان روستا و رنج عمیق و مزمن مردم روستاهای گرمسیر بختیاری است .

و چه پایانی بر این سطور با شکوه تر از آغاز سخن اوست در مجموعه چال تو چال که بیان ساده پیام این اثر است .

   

 اتاقی در حومه خاطره خواهم گرفت

با پنجره ای به سوی آبادی

پس آنگاه نگاهم را

تا اعماق عسرت های تبارم

پرواز خواهم داد ...

 

یک کلاغ چهل کلاغ خسرو معتضد



یک کلاغ چهل کلاغ و غوغای خسرو معتضد            * فریدون کرائی

 

طی چند روز اخیر پیامک های بسیاری از دوستان دریافت کرده ام که همگی متفق القول اظهار می دارند که خسرو معتضد در یک برنامه تلویزیونی به بختیاری ها توهین کرده و گفته که بختیاری ها ایرانی نیستند یا چیزی شبیه به این مضمون . به هرجا مراجعه کردم متن دقیق سخنان ایشان را نیافتم، اما از مطالعه مطالب مندرج در فضای مجازی دریافتم که قضیه به این صورت نبوده و به اصطلاح قضیه یک کلاغ و چهل کلاغ شده ، کار به مجلس هم کشیده و نماینده مسجدسلیمان هم به معتضد تاخته و اتهاماتی به ایشان زده و  بسیاری هم در حمایت از ایشان داد سخن داده اند . تا جائی که معتضد به زبان آمده ،  قضیه را تکذیب کرده و اتهامات نماینده مسجدسلیمان را  رد کرده .   

اینکه بسیاری از گفته های معتضد در برنامه  تاریخ گوئی تلویزیونی  مغلطه آمیز است و ایشان تاریخ را به هر دلیل یک خط در میان و گزینشی بیان می کند یک طرف. اما براستی چه می شود که یک نماینده تحصیل کرده بدون تحقیق درست وارد جریانی می شود و به طرف اتهاماتی نادرست وارد میکند که همه آنها ناشی از آدرس اشتباه معتضد است و معتضد مورد نظر ایشان کس دیگری است که با خسرو معتضد نسبتی ندارد طرف دیگر قضیه . نتیجه آن می شود که حتی خسرو معتضد به لحاظ حقوقی می تواند در دادگاه علیه وارد کننده اتهام اقامه دعوا کند و بر اساس مدارک و مستندات ، وارد کننده اتهام را هم محکوم کند .

علاقه به هویت ملی امری طبیعی است ،  اما چرا گاهی این علاقه منجر به این می شود که حتی خواص  به تعصب کور متمایل شده و از حقیقت امر غافل می مانند ، به فرض اینکه معتضد گفته باشد که بختیاری ها از جائی دیگر آمده اند ، حتی در صورت گفتن معتضد ، این مطلب نه چیزی از احترام بختیاری می کاهد و نه چیزی به آن می افزاید .  از آن گذشته مهاجرت اقوام از نقطه ای به نقطه دیگر در گذشته معمول بوده و هیچ فضل یا عیبی را برای کسی محقق نمی کند مستحضرید که بسیاری از ابناء بشر در طول تاریخ به دلایلی مهاجرت کرده اند .  مردم زاگرس نشین نیز از این قاعده مستثنی نیستند . در بین مردم لر و از جمله بختیاری به گواه تاریخ گروهی هستند که ساکنان اولیه زاگرس اند گروهی دیگر از اقوام آریائی هستند که از ماوراء قفقاز آمده اند و دسته ای دیگر که همراه اتابکان از جبل سماق شام آمده و در بین ایل های لر زندگی می کنند از جمله مماسنی در فارس ، لیراوی در کهگیلویه و بوشهرو خوزستان ، بندانی در بختیاری ، کمائی در بهمئی ، بتوندی و گتوندی در خوزستان  . سراسر ایران را اگر نیک بنگریم باز همین وضعیت هست گروهی ترک تبارند و از آسیای میانه آمده اند. قشقائی ها ، ترکمن ها ، مردم شمال و جنوب خراسان ، گروهی از مردم  آذربایجان ،  اعراب و ... همه اینها طی قرون و اعصار گذشته هر یک بدلایلی به درون فلات ایران و مرز های فعلی کوچ کرده و همگی این موزاییک خوشرنگ ایران را بوجود آورده اند . این وضعیت در سایر کشور ها نیز هست . روزی که یزدگرد مداین ( بغداد فعلی) را تخلیه کرد مگر همه مردم  را باخود برد ، مردم پایتخت ایران ماندند و گروهی دیگر از حجاز و نواحی جنوبی به  عراق آمدند و امروز به همه  آنها عراقی می گویند . حتی طی همین دو قرن اخیر بسیاری از ایرانیان قبلی به دلایلی که می دانید از ایران منفک و حالیه تحت پرچم کشور دیگری زندگی می کنند . از آن جمله مردم هرات در شمال افغانستان . بلوچ ها در بلوچستان پاکستان ، مردم اران و قفقاز  در کشور های ارمنستان ، جمهوری آذربایجان ، گرجستان و ...  از 330 میلیون جمعیت امریکا تعداد اندکی بومیان سرخپوستند و مابقی مهاجر ، که از آنجمله قریب دو میلیون ایرانیانی هستند که طی سی چهل سال گذشته به ینگی دنیا رفته اند ،  مردم استرالیا بجز بومیان بقیه مهاجرند ، کشور های امریکای جنوبی بجز بومیان مابقی اسپانیائی و پرتقالی تبارند ، کانادا ، هلند ، اتریش ، سویس ، صربستان ، بوسنی ، کرواسی ، مونته نگرو  ، قبرس ، افریقای جنوبی و بسیاری دیگر از کشور های جهان بر اثر کشمکش های سیاسی دستخوش این تحولات شده اند .همین اواخر بعد از تأسیس دولت پاکستان بسیاری از مسلمانان در یک مهاجرت بزرگ از هند جدا شده از مرز گذشته وارد سرزمین های شمالی و پاکستان تازه تأسیس شدند و قس علیهذا . انسان ها از هر رنگ و نژاد و زبان و آیین و جنس همگی محترم و از حقوق مساوی برخوردارند و از این بابت هیچ کس را بر هیچ کس فضلی نیست و پایان سخن اینکه ،  به یاد داشته باشیم مولانا شاعر پارسی گو که ایرانیان و افغانیان و مردم ترکیه هر یک او را ازخود میداند متولد بلخ است و مدفون در قونیه ، اما  امروز متعلق به همه جهان است و اشعارش میراث معنوی بشریت چرا که گفت :

ای بسا هندو و ترک همزبان  

ای بسا دو ترک  چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگر است

همدلی از همزبانی خوشتر است   

افتتاح سد کرائی


افتتاح بند خاکی 4 - 2 - k کرائی سفلی

شنبه 12 بهمن 91 قرار بود سد خاکی k - 2 - 4  کرائی سفلی با حضور معاون وزیر نیرو ، استاندار خوزستان ، فرماندار شوشتر ، مدیر کل منابع طبیعی خوزستان ، نماینده شوشتر و جمعی دیگر از مسئولین افتتاح شود اما بارندگی تمام برنامه ها را بهم ریخت و کار انجام نشد . البته باران موهبتی است که در هر حال مستقبل آن هستیم ، اما جالب اینجاست ،  در حالی که هواشناسی باران را پیش بینی کرده بود و استان برای خطر بارندگی شدید و جاری شدن سیل آماده باش بود  چرا برگزار کنندگان به اخبار هواشناسی رجوع نکرده  و زحمت تدارک این کار را کشیده بودند ؟ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ....


درگذشت همایون خرم

  همایون خرم هم رفت  

همای بر بال صبا به اوج آسمانها رفت تا غوغای ستارگان برانگیزد .

بهشت پنهان گشوده شد و پری همایون رخ نمود .

مینای همایونی شکست

امروز صبح که شنیدم همایون خرم هم رفت ، یاد استادش صبا و آثاری چون تو ای پری کجائی ، غوغای ستارگان و مینای شکسته افتادم و این سه جمله اولین جملاتی بود که به نظرم رسید . چه شد که ما قدر همای ندانستیم و سایه سعادتش را غنیمت نشمردیم . اما دراین غربت هنر و رواج بازار بی هنران باید گفت :

کس نیاید به زیر سایه بوم                   ورهمای از جهان شود معدوم

*  فریدون کرائی

بردهای زور ازمای کرائی

برد های زور ازمای کرائی                                       *فریدون کرائی

درباره برد های زور ازما در کودکی بسیار شنیده بودم ، بزرگترها از نقطه ای در قلل کوهستان کرائی صحبت می کردند که سنگ های مدوری وجود دارد  که گذشتگان برای زور آزمائی تراشیده بودند و میزان قدرت افراد را با تعداد سنگ هایی که روی هم می گذاشتند می آزمودند . راه کوهستانی صعب العبور و طولانی مانعی بود برای دیدن آنها . جوانی گذشت و به میانسالی رسیدم و همیشه به فکر آنکه روزی از آنها دیدن نمایم .  بالاخره بعد از سالها ، کنجکاوی به تنبلی غلبه کرد و یک روز صبح پائیزی قمقمه ای آب برداشته و مسیر سربالایی کوهستان را پیش گرفتم و بعد از دو ساعت کوه پیمائی در خط الراس کوه شه ، جائی که در جنوب ، جلگه خوزستان پدیدار می گردد به وارگه ای رسیدم که مکان مورد نظر بود . یک قطعه زمین هموار برای کشاورزی و تپه ای کوتاه که روی آن تعدادی سنگ های مدور پخش و پلا اینجا و آنجا افتاده ، و ظاهرا" در گذشته ای نزدیک خانواده ای عشایری با استفاده از آنها و ترکیب با سنگهای دیگر برای خود پناهگاهی ساخته بوده . اولین چیزی که نظرم را جلب کرد همت حفاران غیر مجاز بود که در این نقطه پرت و صعب العبور هم دست از سر میراث گذشتگان  بر نداشته و به تصور یافتن چیزی زمین را چال کرده و کاویده بودند ، از عمق حفاری مشخص بود که کاوشی نافرجام داشتند .

گذشت زمانی طولانی و طبعا" تغییر مکرر کاربری اولیه سازه احتمالی که به این روز درآمده ، داده ای را عاید بازدید کننده نمی سازد ، اما با توجه به مکان استقرار سنگ ها در خط الراس کوهستان به گونه ای که از آن نقطه   هر بامداد اولین انوار طلوع  و هر پسین آخرین رمق خورشید قابل مشاهده است و وجود آثار متعدد پیش از اسلام در منطقه ،  این ظن را قوی می سازد که اثر متعلق به پیش از اسلام و دوره مهر پرستی است . شاید عبادت گاه و شاید ساعتی آفتابی و یا مکانی برای رسد ستارگان ، سئوالات بی پاسخی که که طرح شد ، اما حد اقل یک پاسخ نادرست از مغزم زدوده شد ، اینکه هرگز این سنگ ها برای زورآزمائی تراشیده نشده اند .   

هوا شناسی کرائی


هواشناسی کرائی و رهدار



به منظور اطلاع رسانی به کشاورزان و دامداران منطقه و نیز گردشگرانی که خصوصا" روزهای تعطیل قصد سفر به  لهبهری را دارند . آخرین وضعیت آب و هوای روستاهای کرائی علیا ، کرائی سفلی ، قلعه مدرسه کرائی ، رهدار و سی میلی از طریق ستون پیوند های این وبلاگ ارائه می گردد .